تبلیغات
بدون برچسب - برچسب زدن
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

ابزار وبلاگنویسان

برچسب زدن

لازم نیست که حتماً ما توی مسیرهای استاندارد زندگی جلو بریم. این خیلی بده که ما روی زندگی های خودمون و دیگران برچسب می زنیم و می گیم فلان کار الان وقتم رو تلف کرد و مثلاً "درس خوندن" به معنی حرکت در مسیرهای مثبته (برای همه!). نه آقا جون اینجوری هام نیست: برای خیلیا درس خوندن تلف کردن وقته، قضیه استعداد نداشتن نیست. مسیر اصلی طرف از یه راه دیگه می گذره و خدا می دونه که با این گروه اندیشی ها و بر چسب زدن ها ما چقدر ملت و خودمون رو از مسیرهای مورد علاقه دور انداختیم.

خلاصه اینکه باید یه تلاشی انجام بشه تا این کلی گویی ها کنار برن. شاید اصلاً برای ما سخته که بتونیم زیبایی مسیرهای دیگه رو درک کنیم. چند بار شده که مجذوب صحبت با یه تیپ به کل متفاوت از خودمون شده باشیم و با سوالاتمون طرف رو سر ذوق بیاریم؟ ترس من از غرق شدن در روزمرگی ها و نتونستن در دیدن زیبایی هاست.

معتقدم هر روز حداقل یک لحظه جادویی و پر از انرژی داره که طبیعت با یک تلنگر سعی می کنه چیزی رو به ما یاد بده. دارم تمرین می کنم که اون لحظه جادویی هر روز رو پیدا کنم و روش یه تمرکز داشته باشم.



نوشته شده توسط :پوریا درنی همدانی
پنجشنبه 19 اسفند 1389-03:11
نظرات() 

foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 19:07
I'm not positive the place you are getting your information, but great topic.

I needs to spend a while finding out more or working out more.
Thanks for excellent info I was looking for this information for my mission.
پوریا
یکشنبه 22 اسفند 1389 19:53
حسین جان، شاید یکم ساختار سنتی فئودالی که ما توی ایران باهاش مواجهیم باعث میشه که همینطور از گذشته همدیگه سوال کنیم. برای یک خارجی گذشته ما یکم نامفهومه، چیزی رو بهش نشون نمی ده مگه اینکه ما حس خاصی رو از گذشته به صورت صریح بیان کنیم تا اونم شاید 20 30 درصد قضیه براش ملموس بشه.
حسین
شنبه 21 اسفند 1389 20:38
من دو سه روز پیش ، یهو ، بدون تگ زدن به طرف ، یه رابطه رو شروع کردم ... البته اون بخاطر زندگی توی ایران هنوز دنبال شناخت با استفاده از گذشته ست ... فکر کنم آخر باید مستقیمآ بهش بگم که بی خیال گذشته بشه ... معمولآ اینجا اگر همچین درخواستی توی آشنایی بشه طرف مقابل فکر می کنه که گذشته آدم چیز خاصی نداشته ... با خارجی ها این شیوه بهتر جواب می ده مطمئنآ !! ..
پوریا
جمعه 20 اسفند 1389 10:40
موفقم سعید جان با صحبتت. اولی واقعاً تمرین خوبیه. من خودم خیلی موقع ها اگه هم سوال کنم از گذشته طرف و اینکه چی کار می کنه سعی کردم صرفاً مدخلی باشه به شروع بحث. اتفاقاً خیلی موقع ها که آشناییم با کسی به صورت "نامتعارف" (بدون دونستن گذشته و حال طرف) و به صورت دلی شروع شده به دوستی های جالبی با این آدم ها رسیدم، البته بیشتر با خارجی ها اینجور شده.
سعید
پنجشنبه 19 اسفند 1389 04:59
من از وقتی که باهم در همین رابطه صحبت کردیم سعی میکنم وقتی با فردی برای اولین بار صحبت میکنم هیچ سوالی در مورد گذشتش و اینکه کجا بوده و چی کار کرده نکنم و حداقل تا چند دقیقه نگذارم کلیشه های توی ذهنم تصویر کنند شخصیت افراد رو .... احساس میکنم برچسب نزدن توی زندگی دیگران راحت تر است از برچست نزدن به زندگی خودمون و اولی تمرین بسیار خوبی است برای رسیدن به دومی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر