تبلیغات
بدون برچسب - روزهای تابستان
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

ابزار وبلاگنویسان

روزهای تابستان

روزهای تابستان رو به گرمی و کش دار بودن می شناسیم. به احساس خوشایند و آشنای فراغت جامونده از دوران مدرسه، به حس رخوت و یکم شاید انتظار به سر آمدنش در ناخودآگاه، به احساس نیاز به مسافرت رفتن و گشت و گذار. تابستان رو به خاطر این حس ها دوست دارم. جدیتش کمتر از فصل های دیگر است و به انسان فرصت تنفس و ریلکس شدن رو میده. یاد خوردن نوشابه با بروبچ بعد یک دست فوتبال اساسی توی کوچه، یاد صدای کولر آبی در حین چرت بعد از ظهر و یاد آزادی های حاصل از تعطیلی مدرسه ها مثل ماندن در خانه فامیل برای بیشتر از 1 شب.

شب های  خنک تابستان اما حکایت خودشون رو دارند و چندان زیر سایه روزها نیستند. شب های خنک و کوتاه تابستان برای بیرون رفتن و گشت و گذار، نشستن در کنار خونواده و خوردن هندوانه :-) ساخته شده اند. یاد قایم با شک ها، مسافرت های شبانه و دعوا سر روشن موندن کولر در طول شب بخیر. تفاوت بین روز و شب تابستانی و نبرد گرما و خنکیش اش لذت خاصی به تابستان می بخشه.

این پست رو به تابستان، داستانهای یکتایش و دوست دارانش تقدیم می کنم :-)




نوشته شده توسط :پوریا درنی همدانی
یکشنبه 22 مرداد 1391-12:55
نظرات() 

پگاه
سه شنبه 31 مرداد 1391 09:53
من همیشه تابستون که میاد یاد زمستون میوفتم و دلم اونو میخواد ؛ و وقتی زمستون میاد دلم شبهای تابستون رو میخواد و بیرون رفتناشو!!
ما آدم ها چقدر غریبیم همه اش چیزی را که نداریم طلب میکنیم و وقتی بهش رسیدیم چیزی که قبلا بودیم و داشتیم را....
همه اش یک احساس حسرت یا غبطه را با خود به یدک میکشیم.....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر