تبلیغات
بدون برچسب - از کفر من تا دین تو...
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

ابزار وبلاگنویسان

از کفر من تا دین تو...

به نظرم باید در راه رسیدن به علاقه واقعی با خودمون صادق باشیم. لازمه که از فکر کردن به حرف دیگران و مردم رها شد. اصلاً بیاید یه کم توی این زمینه خودخواه باشیم. ما اینجا هستیم که حقیقت وجودی خودمون رو متبلور کنیم. همیشه یاد حرف دکتر ملکیان می افتم: آدم ها 3 تا هدف در زندگی دارند: 1- خوشی 2- خوبی و 3- ارزشمندی.

ارزشمندی به صورت بلندمدت مطرحه. وقتی بعد از بیست سال به عقب نگاه می کنیم، ببینیم چه کارهایی حس ارزشمندی رو بهمون می ده. برای اینکه بتونیم صادقانه فکر کنیم که به چه چیزی علاقه واقعی داریم، با توجه به فرهنگ ما و فشار شدید افکار نزدیکان که من در ایران می بینم، جهاد عظیمی لازمه! به نظرم توی ایران با توجه به نزدیکی شدید روابط و شاید عادت های ما، خیلی راحت به خودمون اجازه دخالت در زندگی بقیه و قضاوت اون ها رو می دیم. ما معمولاً به توصیه و پیشنهاد رضایت نمی دیم، بلکه به خودمون اجازه می دیم که با اطلاعات خیلی کمی که از بقیه داریم، اونا رو مورد قضاوت قرار بدیم. خیلی شده که دیدم طرف با زندگی پر از اشتباه خودش (که نخواسته هم تغییرش بده) داره به بقیه نصیحت های بزرگانه می کنه! بحث اینگونه رفتارها رو در مدخل دیگه باز می کنم چون موضوع اصلی اینجا نیست.

خلاصه برای اینکه بتونیم صادقانه به خودمون فکر کنیم، شاید لازم باشه به همه چی از جمله عادت ها و تفکرات و باورهای خودمون شک کنیم. از شک شروع کنیم و ببینیم می تونیم ذره ذره به سمت حقیقت حرکت کنیم؟ کل زندگی رو برای این حرکت فرصت داریم! اما فکر می کنم که برای این همه شک یک نقطه مرجع لازمه. در مورد نقطه مرجع که باید سنگ محک تمام این شکیات باشه توی پست بعدی (یا پست های بعدی!) صحبت می کنم :)



نوشته شده توسط :پوریا درنی همدانی
یکشنبه 15 اسفند 1389-14:46
نظرات() 

سعید
یکشنبه 15 اسفند 1389 19:12
منتظر نقطه مرجع هستیم!
پاسخ پوریا درنی همدانی : ممنون سعید جان. به زودی :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر